می خورم تا به سحر
عید غدیر خم بر همه دوست داران حضرت علی بن ابیطالب مبارک باشه و همیشه تو دلشون عید باشه
انان که علی را خدا انگارند
کفرش به کنار عجب خدایی دارن
اراتمند همه دوسداران مرتضی علی
عید غدیر خم بر همه دوست داران حضرت علی بن ابیطالب مبارک باشه و همیشه تو دلشون عید باشه
انان که علی را خدا انگارند
کفرش به کنار عجب خدایی دارن
اراتمند همه دوسداران مرتضی علی
جمعه عصر به انضمام یه بسته شکلات خارجی(من همیشه وقتی جایی میرم یه چیزه کوچولو ام می برم)زنگشونو زدم یه خانومه بسیار زیبا با یه شلواره لی و و تیشرت ابی در باز کرد و سلام علیک کردیم تعارفم کرد تو منم در حالی که فکر میکردم چطور ممکنه ازدواج با خانوم به این زیبایی حتی یه سالم طول نکشه رو مبل لم دادم بعد چند ثانیه ای اقای خونه هم اومد سلام علیک کردیم و نشست خانومشم بعد پذیرایی به ما ملحق شد
بعد گفتن حرفای معمول کم کم شروع کردن به دردل البته بیشتر به دوا می موند منم دفترچمو در اوردمو نکاتو یادداشت میکردم هرچی بیشتر می گذشت صداها بالاتر میرفت بعد نیم ساعت مرده گفت تو لیاقت عشق و احترام منو نداری این همه 7 روزه هفته خورشت بادمجون درست کردی خوردمو کلی تشکر کردم و حتی نگفتم زبونم به بادمجون حساسیت داره این کاره تورو مادر من 30 ساله از ترس من جراتشو پیدا نکرده
با این حرف 2-1 ثانیه ای هممون ساکت شدیم به غیره چشمای خانومه که به اندازه ای بزرگ شده بود انگار که داره فریاد میزنه بعد خانومه با لحنی مدعی گفت تو می دونی من تو کل دنیا فقط از بادمجون بدم میاد اونم خیلی زیاد واسه همین منو مجبور میکردی هی برات درست کنم
اول فکر کردم کل ماجرا شوخیه دوستم داره طلافی چیزیو سرم در میاره اما بعد خوده خانومه با اقاهه تعریف کردن که:
2-3 ماه بعد ازدواجشون یه روز صبح خانومه با خودش فکر میکنه نکنه من بادمجون دوست ندارم شوهرم دوست داره بزا خوشحالش کنم براش خورش بادمجان درست کنم
شب اقاه میاد خونه و میبینه ای وای شام بادمجونه پیش خودش میگه این خانومه ما 3 ماه مرتب غذاهای عالی به ما میده این یه شب میخورم که ناراحت نشه و مراتب ارادتمو به بادمجون خدمتشون عرض نمی کنم و یه شب به خاطره اون سوزش زبونمو تحمل می کنم
خلاصه میخوره و موقع تشکرم چون داشته از چیزی که دوست نداشته تعریف می کرده یعنی داشته بازی میکرده زیادی غلوو می کنه
از فردا خانومم تصمیم می گیره هفته ای 2-1 بار یه غذای مصتفیظ شده از بادمجون به خاطره شوهر عزیزش بپزه
شوهرشم چون فکر میکرده خانومش عاشق بادمجونه میخورده
عجیب تر اینکه اولین دعوای جدیشونم 3 هفته بعده این جریان اتفاق افتاده
بعد فهمیدن این قضیه تن صداشون یه کم اومد پایین اخه مرده فهمیده بود خانومش به خاطره اون بدترین چیزه زندگیشو تحمل می کنه زنم فهمید شوهرش بخاطرش خیلی سوزشا رو تحمل میکنه
وقتی حرفاشون تموم شد خدافظی کردم اومدم بیرون اون اقا وخانوم زیبا منو تا دم در بدرقه کردن حداقل الان می دونستم چرا ممکنه ازدواج با یه خانومه زیبا حتی 1 سالم طول نکشه پس به صندلیه ماشینم تکیه دادمو درو بستم
و اما میخوام از این لحظه به این دلتنگی پایان بدم و شروع به نوشتن اونم به صورت تمام وقت کنم
هر خبری که به دستم رسید اتفاقات دورو برم با نضمام نگاه خودم(البته اگه بتونم با نگاهی طنز) به اونها بنویسم
البته باید به دوستانی هم که فقط دوست دارن راجب اونور بخونند باید نوید بدم که بنده تا دی از کشور خارج میشم و اخبار کشورهای دیگرهم مینویسم
یعنی از این به بعد این وبلاگ یه جورایی دفترچه خاطراتم می شه و خوانندگانم عزیزترین دوستانم که حرفای دلم و نظراتمو باشون در همه زمینه ها تقسیم میکنم
در باره برنامه مهاجرتمم در پست بعد کاملا توضیح میدم
ارادتمند همه دلتنگا محمد
حتما از عنوان این مطلب کلی شاخ در اوردید این یه ضربالمثل خیلی قدیمیه که هر وقت کسی بخواد کاری با کلی زحمت بکنه اخرشم اون کاره نشه تو این مدتم کلی زحمت بکشه و بلا سرش بیاد این ضربالمثل میگن
اره درست حدس زدید ما بعد ویو شدنو کلی برنامه ریزیو ۶ سال انتظار و کلی امید ارزو در تاریخ۲۶ جولای(۴ مرداد) رد شدیم!!!!!!!!!!! البته این قضیه رو شنبه پیش فهمیدیم
به هر کی ام می گیم میگه اصلا نمیشه ویوارو رد کنن
سفارت ورشو در کمال بی شرمی دو امتیازی که مادرم ۱ سال واسش سخت ترین زبان دنیارو خوند اصلا قبول نکردن بعدم گفتن ielts ۶ شما هم مال ۵ ساله پیشه و هم حالا که ماامتیاز فرانسه رو خودسر حذف کردیم نمره انگلیسیتون کمه پس طبق قانون فلان و بیسار شما صلاحیت مهاجرت به کانادا رو ندارین دوتا جمله اخره این افسر لهستانی ام که دیگه ته سوزش بود من شمارو برای مهاجرت به کانادا غیر واجد شرایط میدونم و پروندتونو رد می کنم ودر پایین صفحم نوشته بود ممنون که کانادا رو واسه مهاجرت انتخاب کردید این ادم احمق حتی به ما فرصت دوباره امتحان دادن نداد با اینکه می تونست
جالبه بدونید که ما حتی اجازه اعتراضم نداری
نمیدونم چی بگم فقط میدونم که این کاری که اون افسر اداره مهاجرت با ما کرد مثل نابود کردن بود حالا خوب می دونم حقوق بشر و احترام به ملل دیگه یه دروغ بزرگه
اردتمند تمام عزیزانیکه در این مدت لطف کردن و مارو چشم زدن که از وقتی ویو شدیم همش داره بلا سرم میاد حالا کانادا هیچی
ازینکه تو این مدت سایتم به روز نکردم از همه عزیزان عذر میخوام راستش خیلی دل دماغ ندارم اخه مثلا ما الان از ۲۵/۱ تا حالا مدارکمونو واسه رنیو فرستادیم اما هنوز خبری از فرم مدیکال نیست این قضیه ورشوام که دیگه شده قوز بالا قوز
بازم از همه دوستان که به من لطف داشتن تشکر می کنم
ارادتمند تمام منتظران بی دل و دماغ
سال ۹۷ که من ۱۲ ساله بودم ما تصمیم به مهاجرت گرفتیم اما اون موقع متاسفانه مثل الان نبود نه خبری از اینتر نت و این همه سایت خوب بود نه این همه وکیل بود البته اون موقع کمتر کسی ام به مهاجرت فکر می کرد و از همه بدتر کانادا دکتر نمی خواست این بود که تا ۲۰۰۳ منصرف شدیم اما من الان همش میگم ایکاش اون موقع میرفتیم پس مطمعن باش این کار تو بیشتر از همه به نفع اونه نه هیچ کس دیگه
۲. برای کاستن از غم غربت تو بچها میشه روشهای زیرو به کار برد
۱.مهاجرت برای ما دقیقا مثل نقل مکان از یه دنیا به دنیای دیگس برای همین در روزهای اغازین به ما غم غربت دست میده پس هر قدر بتونی فاکتورهای صلی این دو دنیا رو مثل هم کنی کمتر دچار این معضل میشی
۲.من توصیه می کنم در قدم اول بشینید با بچه هاتون صحبت کنید واز خوبیای اونجا بگید اما ید دنیای خیالی براشون نسازید در نظر داشته باشید بچه ها منطقی تر از اونی ان که ما فکر میکنیم پس دروغ وعده سر خرمن ممنوع که اوضارو بدتر میکنه
۳.سعی کنید در ۲-۱ ماه اول اقامت بچه شما بیشتر با ایرانیا باشه تا بفهمه این دنیای جدید بعضی فاکتورهای دنیای قدیم ودر راس همه زبان مشترک ثبت نام در مدرسه ایرانیا برای ۱ سال اول ایده عالییه
۴.تو ماههای اغازین مهاجرت وقت خیلی بیشتری به اونا اختصاص بدید وبیشتر به جاهایی که دوست دارن ببریندشون یا براشون چیزاییو که دوست دارن بیشتر بخرید ویا ایده ال تر اینکه یه چیزیو که اون تو تهران دوست داشت ونداشت تو اونجا براشون بخرید و مرتب بهشون بگید اینا همش از برکات مهاجرت تا اونا بفهمن گرچه هم بازیای قدیمیشو از دست داده اما امکانات بهتر ی به دست اورده و از همه بهتر اینکه والدین توجه بیشتری بهش دارن
۵.یادتون باشه به هیچ وجهی از سختیها وبدیهای مهاجرت جلوش نگید که بدترین کار ممکنه
۶.سعی کنید در روزهای اخر اقامت در ایران اونو کمتر به دیدن هم بازیاش ببرید هر چند این ناممکن ترین پیشنهاد به نظر میاد
با ارزوی موفقیت برای همه مادران ایرانی
یافتن مکان اسکان دائمی: حتی اگر در هفته اول جستجو را آغاز نکرده باشید دیگر جای تاخیر نیست. شما لازم است تا پایان ماه اول ورود خود به کانادا، حتماً مکان اقامت دائمی خود را بیابید مگر آنکه دلیل منطقی داشته باشید؛ مثلاً تصمیم به مهاجرت به یک شهر دیگر گرفته باشید.
دریافت گواهینامه: دریافت گواهینامه را دراولویت قرار دهید ولو اینکه قصد رانندگی نداشته باشید. در کانادا شما با دادن آزمون کتبی آییننامه دارای گواهینامه خاصی میشوید. این مدرک معتبرترین و پرکاربردترین مدرک شناسی ID Card محسوب میشود و با داشتن آن لازم نیست همه جا پاسپورت و برگه لندینگ خود را همراه داشته باشید. با این مدرک شما تمایزی با سایرین نخواهید داشت.
تهیه کارت اعتباری: کارتهای اعتباری Credit Cards محاسن و معایب زیادی دارند که بعداً به تفصیل به آن خواهیم پرداخت اما بنا بر دلایل متعدد داشتن یکی از آنها لازم است. ممکن است مجبور باشید با به حساب گذاشتن پول، در واقع خودتان پشتوانه اعتبار خود شوید.
شناسایی نزدیکترین کتابخانه عمومی: کتابخانههای عمومی در کانادا آنقدر با ایران تفاوت دارند که شاید فقط در لفظ یکی باشند. این کتابخانهها یکی از نعمتها برای تمام کاناداییها هستند اما برای مهاجرین از نان شب واجبترند. حتماً در نزدیکترین شعبه ثبت نام کنید. پیشنهاد میکنیم در زمان اجاره مکان اسکان به میزان فاصله آن با یک شعبه کتابخانه عمومی (ترجیحاً شعبه مرکزی یا اصلی) به عنوان یک پارامتر اصلی نگاه کنید.
اقدام برای دریافت Child Tax Benefit: دولت کانادا کمکهای مالی و غیرمالی زیادی به شهروندان نیازمند این کمکها میکند که از مشهورترین آنها کمک مالی برای پشتیبانی از کودکان است که بر مبنای درآمد افراد و سن و تعداد فرزندان محاسبه میشود. با تکمیل و ارسال فرم مربوطه میتوانید درآمد ماهانهای هرچند محدود داشته باشید.
ثبت نام بچهها در مدرسه یا مهدکودک: اگر بچه دارید ثبت نام آنها از اولین نکات ضروری است. به دلیل تفاوت نظام آموزشی ایران و کانادا آشنایی با این نظام قدری زمان میبرد. همچنین ممکن است دریافت برخی خدمات (نظیر کمک هزینه دولت برای شهریه مهدکودک) نیازمند انتظار در صف باشید پس زودتر با این الزامات آشنا شوید و سریعتر اقدام نمایید.
اقدام برای کارت بهداشت (خدمات درمانی): کارت بهداشت شما که طیف گستردهای از خدمات درمانی رایگان را برایتان به ارمغان میآورد در سه ماه اول ورود به کانادا کاری برایتان نخواهد کرد اما قبل از این تاریخ برای دریافت آن باید اقدام نمایید.
عادت به تنظیم برنامه روزانه و هفتگی: کسانیکه پستهای قبلی خصوصاً درارتباط با برنامهریزی زمانی و مدیریت زمان Time Management را مطالعه کردهاند میدانند که بدون تنظیم برنامه چه اتلاف وقتی ممکن است حادث شود. شما در دو هفته اول به دلیل جابجایی و حرکت بزرگی که انجام دادهاید زمانهای بیشتری را استراحت خواهید کرد اما بعد از آن باید هدفهای روشنی برای خود تعریف کنید و با یک برنامه دقیق آنها را تعقیب نمایید تا دچار سستی، رخوت و اتلاف منابع نشوید.
شرکت مرتب در کلاسهای زبان: در هفتههای اول که هنوز برنامههای کاری و درسی روشنی ندارید مرتباً در کلاسهای رایگان زبان شرکت کنید. این کلاسها یکی از بهترین منابع آشنایی با فرهنگ کانادا، اطلاع از آخرین اخبار، آشنایی با فوت و فن برخی مسائل و از همه مهمتر آغاز فرآیند شبکهسازی جدید در کاناداست.
|
Rank |
Country |
|
1st |
Australia |
|
2nd |
China |
|
3rd equal |
India, Singapore |
|
5th |
Hong Kong |
|
6th |
Canada |
|
7th equal |
Japan, Qatar |
|
9th |
New Zealand |
|
10th equal |
Malaysia, Sweden, Vietnam |
|
13th equal |
Netherlands, United States of America |
|
15th |
Indonesia |
|
16th |
South America |
|
17th |
France |
|
18th equal |
Belgium, England, Korea, South Africa |
|
22nd equal |
Austria, Taiwan |
|
24th equal |
Czech Republic, Germany, Ireland, Lebanon, Russia, United Arab Emirates |
|
30th equal |
Brazil, Morocco, Philippines, Scotland, Sri Lanka, Syria, Thailand |