|
سلام خدمت تمام دوستان عزیزی که از اردیبهشت تا حالا به من لطف کردن و وبم خوندن و با نظراتشون منو به نوشتن دلگرم کردن
حتما از عنوان این مطلب کلی شاخ در اوردید این یه ضربالمثل خیلی قدیمیه که هر وقت کسی بخواد کاری با کلی زحمت بکنه اخرشم اون کاره نشه تو این مدتم کلی زحمت بکشه و بلا سرش بیاد این ضربالمثل میگن اره درست حدس زدید ما بعد ویو شدنو کلی برنامه ریزیو ۶ سال انتظار و کلی امید ارزو در تاریخ۲۶ جولای(۴ مرداد) رد شدیم!!!!!!!!!!! البته این قضیه رو شنبه پیش فهمیدیم به هر کی ام می گیم میگه اصلا نمیشه ویوارو رد کنن سفارت ورشو در کمال بی شرمی دو امتیازی که مادرم ۱ سال واسش سخت ترین زبان دنیارو خوند اصلا قبول نکردن بعدم گفتن ielts ۶ شما هم مال ۵ ساله پیشه و هم حالا که ماامتیاز فرانسه رو خودسر حذف کردیم نمره انگلیسیتون کمه پس طبق قانون فلان و بیسار شما صلاحیت مهاجرت به کانادا رو ندارین دوتا جمله اخره این افسر لهستانی ام که دیگه ته سوزش بود من شمارو برای مهاجرت به کانادا غیر واجد شرایط میدونم و پروندتونو رد می کنم ودر پایین صفحم نوشته بود ممنون که کانادا رو واسه مهاجرت انتخاب کردید این ادم احمق حتی به ما فرصت دوباره امتحان دادن نداد با اینکه می تونست جالبه بدونید که ما حتی اجازه اعتراضم نداری نمیدونم چی بگم فقط میدونم که این کاری که اون افسر اداره مهاجرت با ما کرد مثل نابود کردن بود حالا خوب می دونم حقوق بشر و احترام به ملل دیگه یه دروغ بزرگه اردتمند تمام عزیزانیکه در این مدت لطف کردن و مارو چشم زدن که از وقتی ویو شدیم همش داره بلا سرم میاد حالا کانادا هیچی
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 10:49 بعد از ظهر  توسط محمد
|
خدمت تمام عزیزانی که تو این مدت به من لطف کردن و سایتم خوندن سلام عرض میکنم
ازینکه تو این مدت سایتم به روز نکردم از همه عزیزان عذر میخوام راستش خیلی دل دماغ ندارم اخه مثلا ما الان از ۲۵/۱ تا حالا مدارکمونو واسه رنیو فرستادیم اما هنوز خبری از فرم مدیکال نیست این قضیه ورشوام که دیگه شده قوز بالا قوز بازم از همه دوستان که به من لطف داشتن تشکر می کنم ارادتمند تمام منتظران بی دل و دماغ
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت 0:22 قبل از ظهر  توسط محمد
|
این پستو در ۲ بخش در جواب مینای عزیز مینویسم:
سال ۹۷ که من ۱۲ ساله بودم ما تصمیم به مهاجرت گرفتیم اما اون موقع متاسفانه مثل الان نبود نه خبری از اینتر نت و این همه سایت خوب بود نه این همه وکیل بود البته اون موقع کمتر کسی ام به مهاجرت فکر می کرد و از همه بدتر کانادا دکتر نمی خواست این بود که تا ۲۰۰۳ منصرف شدیم اما من الان همش میگم ایکاش اون موقع میرفتیم پس مطمعن باش این کار تو بیشتر از همه به نفع اونه نه هیچ کس دیگه ۲. برای کاستن از غم غربت تو بچها میشه روشهای زیرو به کار برد ۱.مهاجرت برای ما دقیقا مثل نقل مکان از یه دنیا به دنیای دیگس برای همین در روزهای اغازین به ما غم غربت دست میده پس هر قدر بتونی فاکتورهای صلی این دو دنیا رو مثل هم کنی کمتر دچار این معضل میشی ۲.من توصیه می کنم در قدم اول بشینید با بچه هاتون صحبت کنید واز خوبیای اونجا بگید اما ید دنیای خیالی براشون نسازید در نظر داشته باشید بچه ها منطقی تر از اونی ان که ما فکر میکنیم پس دروغ وعده سر خرمن ممنوع که اوضارو بدتر میکنه ۳.سعی کنید در ۲-۱ ماه اول اقامت بچه شما بیشتر با ایرانیا باشه تا بفهمه این دنیای جدید بعضی فاکتورهای دنیای قدیم ودر راس همه زبان مشترک ثبت نام در مدرسه ایرانیا برای ۱ سال اول ایده عالییه ۴.تو ماههای اغازین مهاجرت وقت خیلی بیشتری به اونا اختصاص بدید وبیشتر به جاهایی که دوست دارن ببریندشون یا براشون چیزاییو که دوست دارن بیشتر بخرید ویا ایده ال تر اینکه یه چیزیو که اون تو تهران دوست داشت ونداشت تو اونجا براشون بخرید و مرتب بهشون بگید اینا همش از برکات مهاجرت تا اونا بفهمن گرچه هم بازیای قدیمیشو از دست داده اما امکانات بهتر ی به دست اورده و از همه بهتر اینکه والدین توجه بیشتری بهش دارن ۵.یادتون باشه به هیچ وجهی از سختیها وبدیهای مهاجرت جلوش نگید که بدترین کار ممکنه ۶.سعی کنید در روزهای اخر اقامت در ایران اونو کمتر به دیدن هم بازیاش ببرید هر چند این ناممکن ترین پیشنهاد به نظر میاد با ارزوی موفقیت برای همه مادران ایرانی
+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت 8:48 بعد از ظهر  توسط محمد
|
در چشم برهم زدنی هفته اول اقامت در کانادا میگذرد و شما بیشتر باور میکنید که دوره جدیدی در زندگی شما آغاز شده و باید متناسب با این دوره جدید تصمیم بگیرید و عمل کنید. در اینجا به سرفصلهای بخشی دیگر از کارهای ضروری که باید آنها را در ماه اول سر و سامان داد میپردازیم.
یافتن مکان اسکان دائمی: حتی اگر در هفته اول جستجو را آغاز نکرده باشید دیگر جای تاخیر نیست. شما لازم است تا پایان ماه اول ورود خود به کانادا، حتماً مکان اقامت دائمی خود را بیابید مگر آنکه دلیل منطقی داشته باشید؛ مثلاً تصمیم به مهاجرت به یک شهر دیگر گرفته باشید.
دریافت گواهینامه: دریافت گواهینامه را دراولویت قرار دهید ولو اینکه قصد رانندگی نداشته باشید. در کانادا شما با دادن آزمون کتبی آییننامه دارای گواهینامه خاصی میشوید. این مدرک معتبرترین و پرکاربردترین مدرک شناسی ID Card محسوب میشود و با داشتن آن لازم نیست همه جا پاسپورت و برگه لندینگ خود را همراه داشته باشید. با این مدرک شما تمایزی با سایرین نخواهید داشت.
تهیه کارت اعتباری: کارتهای اعتباری Credit Cards محاسن و معایب زیادی دارند که بعداً به تفصیل به آن خواهیم پرداخت اما بنا بر دلایل متعدد داشتن یکی از آنها لازم است. ممکن است مجبور باشید با به حساب گذاشتن پول، در واقع خودتان پشتوانه اعتبار خود شوید.
شناسایی نزدیکترین کتابخانه عمومی: کتابخانههای عمومی در کانادا آنقدر با ایران تفاوت دارند که شاید فقط در لفظ یکی باشند. این کتابخانهها یکی از نعمتها برای تمام کاناداییها هستند اما برای مهاجرین از نان شب واجبترند. حتماً در نزدیکترین شعبه ثبت نام کنید. پیشنهاد میکنیم در زمان اجاره مکان اسکان به میزان فاصله آن با یک شعبه کتابخانه عمومی (ترجیحاً شعبه مرکزی یا اصلی) به عنوان یک پارامتر اصلی نگاه کنید.
اقدام برای دریافت Child Tax Benefit: دولت کانادا کمکهای مالی و غیرمالی زیادی به شهروندان نیازمند این کمکها میکند که از مشهورترین آنها کمک مالی برای پشتیبانی از کودکان است که بر مبنای درآمد افراد و سن و تعداد فرزندان محاسبه میشود. با تکمیل و ارسال فرم مربوطه میتوانید درآمد ماهانهای هرچند محدود داشته باشید.
ثبت نام بچهها در مدرسه یا مهدکودک: اگر بچه دارید ثبت نام آنها از اولین نکات ضروری است. به دلیل تفاوت نظام آموزشی ایران و کانادا آشنایی با این نظام قدری زمان میبرد. همچنین ممکن است دریافت برخی خدمات (نظیر کمک هزینه دولت برای شهریه مهدکودک) نیازمند انتظار در صف باشید پس زودتر با این الزامات آشنا شوید و سریعتر اقدام نمایید.
اقدام برای کارت بهداشت (خدمات درمانی): کارت بهداشت شما که طیف گستردهای از خدمات درمانی رایگان را برایتان به ارمغان میآورد در سه ماه اول ورود به کانادا کاری برایتان نخواهد کرد اما قبل از این تاریخ برای دریافت آن باید اقدام نمایید.
عادت به تنظیم برنامه روزانه و هفتگی: کسانیکه پستهای قبلی خصوصاً درارتباط با برنامهریزی زمانی و مدیریت زمان Time Management را مطالعه کردهاند میدانند که بدون تنظیم برنامه چه اتلاف وقتی ممکن است حادث شود. شما در دو هفته اول به دلیل جابجایی و حرکت بزرگی که انجام دادهاید زمانهای بیشتری را استراحت خواهید کرد اما بعد از آن باید هدفهای روشنی برای خود تعریف کنید و با یک برنامه دقیق آنها را تعقیب نمایید تا دچار سستی، رخوت و اتلاف منابع نشوید.
شرکت مرتب در کلاسهای زبان: در هفتههای اول که هنوز برنامههای کاری و درسی روشنی ندارید مرتباً در کلاسهای رایگان زبان شرکت کنید. این کلاسها یکی از بهترین منابع آشنایی با فرهنگ کانادا، اطلاع از آخرین اخبار، آشنایی با فوت و فن برخی مسائل و از همه مهمتر آغاز فرآیند شبکهسازی جدید در کاناداست.
+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت 8:2 بعد از ظهر  توسط محمد
|
غم غربت یا نوستالژیا از جمله عوارضی است که در میان مهاجران تازه وارد به چشم میخورد. آیا این عارضه خطرناک است؟ و آیا میتوان از آن اجتناب کرد؟
غم غربت چیست؟
غم غربت احساسی از تنهایی، جدا افتادگی یا سردرگمی است که به دلیل دورافتادن و جدایی فرد از محیط، افراد، سنتها و آداب و رسومی که به آنها عادت داشته پدید میآید. این عارضه میتواند برای تمامی افراد در تمامی گروههای سنی اتفاق بیافتد اما عموماً در کودکان و نوجوانان زمانی که محیط قبلی خود (مثلاً مدرسه سابق یا محله سابق) را ترک میکنند بیشتر دیده میشود.
این عارضه همچنین در ماههای اولیه مهاجرت خصوصاً در میان خانمها بیشتر از آقایان دیده میشود. فرزندان در دوران بلوغ خصوصاً کسانی که در میانههای تجارب عاطفی و عاشقانه بودهاند و با مهاجرت مخالفت کردهاند و یا نظر آنها در این مورد اخذ نشده است نیز بیشتر احتمال درگیر شدن با این پدیده را دارند. دانشجویان سال اول کالج یا دانشگاه به خصوص زمانی که در یک شهر یا کشور دیگر ادامه تحصیل میدهند معمولاً این تجربه را پشت سر میگذرانند.
در میان مهاجران ممکن است این عارضه با احساس نگرانی از پیامدهای مهاجرت و چگونگی غلبه بر مشکلات پیش رو مخلوط شود اما اینها دو چیز متمایز هستند.
غم غربت چه علایمی دارد؟
افراد در این وضعیت معمولاً غمگین، نگران و چه بسا افسرده میشوند. آنها میل به تنهایی و دوریگزینی از دیگران و عدم مشارکت را از خود نشان میدهند. در ساعاتی از شبانهروز که حس تنهایی شدیدتر است نظیر اول صبح و به هنگام جدا شدن از تختخواب، هنگام غروب، شبها پیش از خواب، بعدازظهر آخرین روز تعطیلات و... علایم آن بروز نمایانتری خواهد داشت. در مواردی ناراحتی های جسمی نظیر سردرد یا تهوع هم بروز میکند. برخی افراد که پیشینه ناراحتیهای قلبی داشتهاند ممکن است مرتباً از تشدید آن شکایت کنند در حالیکه با معاینه پزشک متخصص به آنها تضمین داده میشود که مشکل جدی ندارند.
آیا غم غربت یک بیماری است؟
خود این عارضه یک عکسالعمل روانی طبیعی نسبت به تغییر وضع است که در افراد بسیار زیادی بروز میکند اما در خیلی از موارد دوره آن به قدری کوتاه است که شاید توسط دیگران احساس نشود. در مواردی که علایم آن ظهور میکند هم معمولاً جای نگرانی نیست مگر اینکه ۱- یک عامل درونی یا بیرونی دیگر مثلاً طلاق سبب تشدید آن شود، ۲- دوره آن بیش از حد طبیعی طولانی شود و منجر به بروز اختلالات جدی در روند عادی زندگی فرد شود و ۳- خود این عارضه منجر به ایجاد اختلالات دیگر مثلاً اختلافات خانوادگی شود که به شدت یافتن آن و ایجاد بحران منتهی شود.
آیا غم غربت نیاز به درمان دارد؟ راههای مقابله با آن کدام است؟
در بسیاری از موارد خیر. فرد به مرور و با آشنا شدن با محیط جدید و درآمیختن با آن شاهد کاهش عوارض خواهد بود. به همین دلیل هیچ چیز بیشتر از ایجاد درگیری فکری و آشنا شدن با افراد و زوایای تازه محیط جدید به فرد کمک نمیکند.
مهمترین فاکتور در گذر سریع از این مرحله، خود فرد است پس شما به عنوان مهاجر باید سعی کنید که مثبت، امیدوار و صبور باشید و به آیندههای بهتر فکر کنید. برای آینده خود برنامه داشته باشید و با جدیت آن برنامه را دنبال کنید؛ سعی کنید با حضور در محافل و مجامعی چون کلاسهای زبان یا کامیونیتیسنترها خود را از تنهایی برهانید و حداقل اینکه از خانه بیرون بزنید حتی اگر دماسنج، برودت هوای بیرون را منهای ۲۰ نشان دهد. هیچ چیز مثل تنها در محیط سربسته، در کنج عزلت نشستن منجر به تشدید این عارضه نمیشود.
نکته بعدی آگاهی پیشینی از مراحل مختلف این عارضه و آمادگی برای مقابله با آن است. هرچند که این آگاهی لزوماً سبب جلوگیری از وقوع آن نمیشود اما میتواند به کنترل آن کمک کند ضمن اینکه فرد آگاه، با مشارکت و همیاری در روشهای درمانی نظیر مشارکتپذیری، دوره آن را کوتاه میکند.
نکته سوم دعوت به مشارکت در تصمیمگیری، پیش از جدایی از محیط سابق است. کسانیکه در فرآیند تصمیمگیری شرکت دارند راحتتر با تبعات آن مواجه میشوند و همکاری بیشتری هم برای اجرای راهحلهای موثر نشان میدهند پس لازم است که درخواست کننده اصلی Main Applicant از لحظه آغازین، تصمیم به مهاجرت را با سایر اعضای خانواده در میان گذارد، دلایل خود را برای آنها مطرح کرده و امکان نقد و بررسی را برای آنها فراهم کند. در ماهها و هفتههای قبل از پرواز هم لازم است تا ابعاد مختلف موضوع، سختیهای روزهای اول و مشکلاتی که یک تازه وارد با آنها روبروست و راه حلهای احتمالی را با تمام اعضای خانواده به مشارکت گذارد. این موضوع صرفنظر از آمادگی ذهنی افراد، میل آنها به حل مسئله در آینده را افزایش میدهد و از بروز رفتارهای مقاومت جویانه جلوگیری میکند.
به همراه داشتن عناصری که احساس غربت و جداافتادگی را کاهش دهد مفید است، مثلاً عروسک کودکان یا آلبوم عکس بزرگسالان. هر چقدر استفاده و مرور خاطرات، در محیطهای جمعیتر انجام شود نتیجه بهتری می دهد.
نحوه بازگرداندن فرد به شرایط عادی در افراد مختلف تفاوت دارد. برخی با صحبت کردن و توضیح مشکلاتشان آرام میشوند. عدهای اگر بتوانند تماسهای مداوم با اعضا خانواده خود در ایران داشته باشند آرام میگیرند؛ برخی نیازمند پرکاری هستند. برخی با حضور در محیطهای تفریحی میتوانند مشکل را پشت سر گذارند. مهم این است که بتوان به وسیلهای علایم اصلی (تنهایی، گوشهگیری و سکوت) را تخفیف داد.
همینجاست که لندد شدن در شهرها و محیطهایی که جامعه ایرانی قوی دارند اهمیت مییابد. گاهی حضور در یک محفل ایرانی، شرکت در یک کنسرت موسیقی فارسی و حتی خوردن نان بربری میتواند تاثیری شگرف در بازگشت فرد به شرایط عادی ایفا کند.
در این میان نقش اولین مسافرت به ایران هم مهم است. تجربه نشان داده که افراد وقتی به ایران بازمیگردند و احساس میکنند که دسترسی به ایران، خانواده و دوستان سخت نیست بهتر به زندگی عادی در مهاجرت باز میگردند.
اگر این روشها جواب نداد و دوره این عارضه طولانی شد یا علایم افسردگی شدید نمایان گشت بهتر است با یک روانشناس مشاوره شود.
به مرور و با آشناتر شدن فرد با محیط جدید و امکانات غیرقابل مقایسه با گذشته، این احساس کاملاً محو میشود به گونهای که افراد زیادی بیان کردهاند در زمان دوری از کانادا، دچار غم غربت شدهاند!
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 11:21 قبل از ظهر  توسط محمد
|
بسیاری از افرادی که برای ورود به کانادا آماده میشوند یا کسانیکه به آنجا پا گذاشتهاند با این پرسش روبرو هستند که چه کارهایی باید به عنوان یک تازه وارد به کانادا انجام دهند؟ و کدام کارها مقدم بر کارهای دیگر است؟ در اینجا به معرفی خلاصهای از این اقدامات میپردازیم. تفصیل هر یک از سرفصلها به طور جداگانه ارائه شده و یا در آینده ارائه خواهد شد.
اقداماتی که بهتر است در هفته اول به آنها فکر کنیم
تهیه محلی برای اسکان موقت: در واقع این کار باید قبل از حرکت انجام شده باشد و ما با ورود به کانادا باید به استقرار در آن و کارهای مرتبط با آن اقدام کنیم.
آشنا شدن با شهر و فضای جدید: شاید به نظر برسد این مسئله سادهای است اما شهرهای کانادا خصوصاً شهرهای غیر از استان کبک تفاوت ساختاری فراوانی با شهرهای ایران دارند. شما نیازمند این هستید که با حضور در فضا به مرور خود را با آن آشنا سازید. اطلاع از آدرس دقیق و راههای دسترسی به آن مهم است. همچنین شناسایی مسائل مهم مثل حمل و نقل عمومی و مراکز فروش مهم هستند. تهیه نقشه کلی شهر و آشنایی با نقاط کلیدی نزدیک محل زندگی لازم است. اگر ماشین خریدید، تهیه نقشه کامل شهر که به صورت یک دفترچه پرحجم است یکی از واجبات است.
کنار آمدن با مسئله تغییر ساعت خواب: نقاط مختلف کانادا با ایران حدوداً بین ۷ تا ۱۱ ساعت اختلاف افق دارند. تنظیم ساعت طبیعی بدن با ساعت واقعی محیط برای بعضی بسیار سخت و برای برخی دیگر راحت و سریع انجام میشود. اما اگر با روشهای درست برای حل آن اقدام نکنید ممکن است حتی تا چند هفته درگیر آن شوید.
دریافت محمولههای ارسال شده از ایران: شما به احتمال زیاد بارهایی را جداگانه فریت کردهاید. باید زمانی برای پیگیری دریافت این محموله و انجام کارهای مرتبط فرودگاهی و گمرکی اختصاص دهید.
ثبت نام برای کلاس زبان رایگان: شاید به نظر این مسئله خیلی عجولانه به نظر برسد اما چنین نیست. بعداً در پست مربوطه توضیح خواهیم داد که علاوه بر منافع بسیار زیاد آموزشی و اجتماعی که حضور در کلاسهای زبان انگلیسی ویژه تازه واردان دارد برای ثبت یک آدرس که نشان دهنده اقامت شما باشد نیز از اهمیت زیادی برخوردار است و همین بعداً میتواند در مواردی به شما کمک کند.
اقدام برای دریافت بیمه خدمات درمانی موقت: اگر به چنین بیمهای نیازمند هستید و از ایران هم آن را تهیه نکردهاید باید در چند روز اول برای دریافت این بیمه از شرکتهای کانادایی اقدام نمایید. جزییات در پست جداگانهای توضیح داده شده است.
تقاضای SIN: بعداً درباره اهمیت Social Insurance Number که به اختصار SIN نامیده میشود در موضع خود سخن خواهیم گفت. شما تقریباً هیچ کار مهمی از جمله استخدام در یک مکان معتبر را بدون داشتن این کد نمیتوانید انجام دهید. به دلیل اهمیت این کد ملی، توصیه این است که در همان چند روز اولیه برای آن تقاضا دهید. دریافت این کد بسته به روشی که تقاضا کردهاید بین ۱۰ تا ۱۵ روز کاری (۲ تا ۳ هفته) طول میکشد.
فعال کردن یا گشایش حساب بانکی: این دیگر جای بحث ندارد. شما باید هرچه زودتر برای گشایش حساب و کارهای مرتبط بعدی اقدام کنید تا بتوانید راحتتر به حیات خود ادامه دهید! علاوه بر این صورتحساب ماهانه بانک یکی از بهترین مدارک اثبات آدرس اقامت شما در کانادا برای موارد ضروری دیگر چون گواهینامه رانندکی و کارت بهداشت است.
آغاز جستجو برای یافتن مکان اسکان دائم: چنین کاری باید به بدون فوت وقت آغاز شود اما میزان سرعت و همچنین مشخصات مکان مورد نظر به مشخصات مکان اسکان موقت و میزان روشن بودن برنامههای بعدی شما بستگی دارد. مثلاً اگر شما در یک هتل یا کاندو اسکان دارید و شبی ۷۰ تا ۱۰۰ دلار (و حتی بیشتر) پرداخت میکنید باید تلاش کنید تا حداکثر تا پایان هفته اول مکان دیگری را بیابید. حتی اگر این مکان برای اسکان دائم شما نباشد نباید بیش از شبی ۵۰ دلار برای آن پرداخت نمایید. این مکان البته باز هم موقت خواهد بود اما به شما امکان میدهد که جستجوی دقیقتری برای یافتن محل دائمیتر انجام دهید ضمن اینکه ممکن است شما هنوز برنامه روشنی برای آینده نداشته باشید و مجبور شوید اصلاً از شهری که در آن لندد شدهاید بروید. هدف این است که نهایتاً برای اسکان دائم یک خانواده سهنفره (مثلاً در تورنتو) بسته به موقعیت و امکانات مکانی یافت شود که شما برای اقامت دائم بین۷۵۰ تا ۱۱۰۰ دلار برای آن پرداخت کنید. البته برای کاندوها رقم اجاره ممکن است ۲۰۰ تا ۴۰۰ دلار بیشتر باشد اما شخصاً اجاره کردن کاندو به عنوان مکان اسکان دائم برای تازه واردین فاقد کار را توصیه نمیکنم.
تهیه کارت تلفن: هیچ چیز مثل اولین تماس و اعلام شمارههای ارتباطی شما، خانوادهها و دوستان شما در ایران و خود شما را خوشحال و راضی نخواهد کرد. برای این کار شناسایی و بکارگیری کارت تلفنهای معتبر و کارا ضروری است
+ نوشته شده در شنبه دهم مرداد 1388ساعت 4:29 بعد از ظهر  توسط محمد
|
کانادا در نظرسنجی بین المللی کشورهای نجات یافته از بحران اقتصادی رتبه ششم را به خود اختصاص دادجدول زیر نتایج کامل Servcorp International Business Confidence Survey که در آوریل سال 2009 انجام شده است را نشان می دهد. در این بررسی ٫نظرسنجی از 7500 منبع از 24 ملیت انجام گرفته است.
+ نوشته شده در جمعه نهم مرداد 1388ساعت 3:31 بعد از ظهر  توسط محمد
|
سلام
کاشف به عمل اومده که یکی از کیسایی رو که سفارت دمشق ویو کرده و سفارت ورشو رد کرده واسه این بوده که اقاه دکترای الکترونیک بوده و مهندسی الکترونیک جز شغلای مورد نیاز کانادا نیست من بازم تاکید میکنم اگه از دمشق اقدام کردید یه پیگیری بکنید با ارزوی موفقیت برای همه ایرانیای منتظر
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت 11:8 قبل از ظهر  توسط محمد
|
سلام
نمی دونم این خبر چه جوری بدم ظاهرا از بعد ۲۲ خرداد سفارت دمشق پرونده ایرانیا رو فرستاده سفارت ورشو لهستان اونم بی خبر،و نظر به اینکه اونام دیدگاهاشون خیلی به امریکا نزدیکه دارن به نوبت ایرانیا رو رد می کنند حتی ویوهارو واقعا جالب ما قشر تحصیل کرده ایران شدیم چوب دو سر طلا داخل کشور که میگن شما یه مشت اقتشاشگر مرفه بی درده(حتی اگه مثل من از طبقه متوسط مالی جامعه باشی)و . . . اید خارج ایرانم که معلوم نیست این دلسوزیاشون مال کیه انگار در اصل ما همون تروریسته ۲۰۰۱ایم حتی اگه . . .به نظر من که دلسوزیاشون همه بازیه! خلاصه اگه از دمشق اقدام کردید در اسرع وقت با وکیلتون تماس بگیرید و جویای کارتون بشید خدایا توکل به تو تو بگو وطن من واقعا کجاست
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 2:23 بعد از ظهر  توسط محمد
|
مقایسه 20 شهر بزرگ کانادا از نظر تعداد روزهای سال با دمای زیر ۰ درجه
Regina 199.6
Saskatoon 198.9
Calgary 196.0
Winnipeg 194.0
مقایسه 20 شهر بزرگ کانادا از نظر میزان روزهای بارانی یا برفی در سال
St.Jonh's 215.6
Sherbrooke 192.2
Quebec 181.9
Halifax 171.2
Vancouver 170.4
مقایسه 20 شهر بزرگ کانادا از نظر میانگین قیمت خانه
Vancouver 571.000
Victoria 465.000
Calgary 418.000
Toronto 404.000
Edmonton 315.000
Montreal 305.000
Hamilton 262.000
Halifax 17.56%
Calgary 16.22%
Montreal 16.11%
Oshawa 15.99%
Ottawa 15.92%
Toronto 15.54%
مقایسه 20 شهر بزرگ کانادا از نظر میانگین درآمد سالیانه ی خانواده
Calgary 104.992
Edmonton 87.941
Ottawa 85.475
Toronto 81.725
Windsor 79.000
Vancouver 75.854
Regina 74.865
مقایسه 20 شهر بزرگ کانادا از نظر جمعیت
Toronto 5.100.000
Montreal 3.600.000
Vancouver 2.100.000
Ottawa 1.100.000
Calgary 1.100.000
Edmonton 1.000.000
Quebec 710.000
Winnipeg 695.000
Hamilton 693.000
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت 4:40 بعد از ظهر  توسط محمد
|
|